تهديد
1- سر کار جديد که رفتم ، يکي از همکاران بناي ناسازگاري داشت ، عمدا کارها رو خراب ميکرد ، اوايل حدس زدم به دليل دانش ناکافي اوست ، مدتي بعد با بررسي سوابق متوجه شدم نه ! او کارها را در غياب من ( وقتي که به تنهايي مسئول است ) به نحو احسن انجام ميدهد .
2- يک روز درخواست جلسه اي دو نفره کرد با اکراه پذيرفتم ، خيلي رک و راست گفت :
" قبل از اينکه تو بياي من همه کاره بودم ! حالا من رو از چشم همه انداختي ! نميخوام کارهات رو خوب انجام بدي "
از اتاق بيرون انداختمش و چند روز بعد سرزده و خارج از ساعت اداري رفتم ! مشغول جابجايي اموال بود ! اول جا خورد وبعد تهديد کرد که ...
حالا چند هفته اي هست که بدون حضورش محيط کار بسيار آرام و دلپذير است .