"محرمانه هايي از تاثير گزارترين مرد ايران "
***
سه جلسه در سه روز پي در پي اولي 14 ساعت و دومي و سومي 12 و 9 ساعت طول کشيد . از پا مي افتادم اگر امروز هم ادامه ميداشت .
ديروز ميزبان تاثير گزارترين مرد ايران بوديم .
ديشب ساعت 21/10 متوجه شدم خانم دکتر * از 10 زن برتر ايران در سال * با نگهبان درب در مشغول جر و بحث است . بعد از آرام کردم ايشان و ضمن عذرخواهي به دليل مشکل بوجود آمده گفتم : حساسيت هاي ما را درک کنيد ! ( او هم از اينکه به عنوان سخنران اين جلسه دعوتش کرده بودم خوشحال بود ) به هر حال اولين سخنران زن بود و قرار نبود سخنرانان را از دست بدهيم .
اعتراف ميکنم ميزباني اين همه ميهمان مهم دلهره آور بود . مبادا کار خراب شود .
" تاثير گزارترين مرد ايران " وارد مي شود . آرام است و چهره اي خندان مهربان است و حتما هم هميشه مهربان باشد . يک راننده اختصاصا مامور رفت و آمد ايشان شده بود .
سلام ميدهم و احوال پرسي گرمي ميکند
مطمئنم
...
هرگز اين صحنه تکرار نخواهد شد . هرگز
اين چنين نزديک !
اين قدر راحت ....
مستقيم و بي پرده ....
در جمعي نيمه خصوصي به عنوان ميزبان بودنم را هرگز فراموش نميکنم .
شايد بعدها با افتخار همه موضوع را تعريف کنم .
همه با اشاره نشان ميدهند ! * است .
و من ميدانم تاثير گزارترين مرد ايران است .
شايد براي خيلي ها ديدارش آروزيي باشد دست نايافتني ...
اما ..
از سفر برگشته بودم ...
تجربه هايي ناب
اما سخت و شيرين ..
براي ديداري که همه آرزو دارند ...
در همين مراسم دو قرار داد جديأ براي شرکت امضا کردم و يک قرار داد هم از دست رفت ! يعني امضا نشد و شايد از دست رفته باشد !
نوشته هاي اين جلسه را مينويسم براي هميشه بماند .
***
اين دو سه روز راننده رو آزاد گذاشتم هر جور ميخواد رانندگي کنه ! نتيجه اش شد 84 هزارتومان قبض جريمه ! براي ( 4 چراغ قرمز + 2 عبور ممنوع +2 پارک ممنوع + 5 بار نبستن کمر بند جريمه + رسيد کردن گواهينامه راننده + ارجاع راننده به دادگاه + ... )
هر چند دو شب رو محل کار خوابيد